[[{"content_id":198291,"content_number":0,"portal_id":195,"lang_id":"fa","content_title":"به مناسبت یکم اردیبهشت، روز بزرگداشت شیخ اجل، سعدی شیرازی\r\n\r\nپیامبر ادب فارسی و فرمانروای ملک سخن","content_rtitr":"","content_short_title":"","content_summary":"واحد خبر پردیس آیت الله خامنه ای: شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی، بی تردید بزرگترین شاعری است که بعد از فردوسی آسمان ادب فارسی را با نور خیره کننده اش روشن ساخت و آن روشنی با چنان تلألویی همراه بود که هنوز پس از گذشت هفت قرن تمام از تاثیر آن کاسته نشده است و این اثر تا پارسی برجاست همچنان برقرار خواهد ماند.","content_summary_fill":1,"content_body":"یکم اردیبهشت، روز بزرگداشت سعدی شیرازی\r\n\r\nشرح زندگی نامه سعدی\r\n\r\nشیخ مصلح الدین سعدی شیرازی بی تردید بزرگترین شاعری است که بعد از فردوسی آسمان ادب فارسی را با نور خیره کننده اش روشن ساخت و آن روشنی با چنان تلألویی همراه بود که هنوز پس از گذشت هفت قرن تمام از تاثیر آن کاسته نشده است و این اثر تا پارسی برجاست همچنان برقرار خواهد ماند.\r\n\r\nتاریخ ولادت سعدی به قرینه ی سخن او در گلستان در حدود سال 606 هجری است. وی در آغاز گلستان چنین می گوید:\r\n\r\n&laquo;یک شب تأمل ایام گذشته می کردم و بر عمر تلف کرده تأسف می خوردم و سنگ سراچه دل را به الماس آب دیده می سفتم و این ابیات مناسب حال خود می گفتم:\r\n\r\nدر اقصای عالم بگشتم بسی&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; به سر بردم ایام با هر کسی\r\n\r\nتمتع به هر گوشه ای یافتم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ز هر خرمنی خوشه ای یافتم\r\n\r\nچو پاکان شیراز خاکی نهاد&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ندیدم که رحمت بر این خاک باد\r\n\r\nتولای مردان این پاک بوم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; برانگیختم خاطر از شام و روم\r\n\r\nدریغ آمدم زان همه بوستان&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; تهیدست رفتن سوی دوستان\r\n\r\nبه دل گفتم از مصر قند آورند&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بر دوستان ارمغانی برند\r\n\r\nمرا گر تهی بود از قند دست&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; سخن های شیرین تر از قند هست\r\n\r\nنه قندی که مردم به صورت خورند&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; که ارباب معنی به کاغذ برند&raquo;\r\n\r\nبه تصریح خود شاعر این ابیات، مناسب حال او و در تأسف بر عمر از دست رفته و اشاره به پنجاه سالگی وی سروده شده است و چون آنها را با دو بیت زیر که هم در مقدمه گلستان من باب ذکر تاریخ تألیف کتاب آمده است:\r\n\r\nهر دم از عمر می رود نفسی&nbsp;&nbsp;&nbsp; چون نگه می کنم نمانده بسی\r\n\r\nای که پنجاه رفت و در خوابی&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مگر این پنج روز دریابی\r\n\r\nخجل آن کس که رفت و کار نساخت&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; کوس رحلت زدند و بار نساخت\r\n\r\nخواب نوشین بامداد رحیل&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بازدارد پیاده را زسبیل...\r\n\r\nقیاس کنیم، نتیجه چنین می شود که در سال656 هجری پنجاه سال یا قریب به این از عمر سعدی گذشته بود.\r\n\r\nسعدی در شیراز در میان خاندانی که از عالمان دین بودند ولادت یافت. دولتشاه می نویسد که: &laquo;گویند پدر شیخ ملازم اتابک بوده&raquo; یعنی اتابک سعدبن زنگی، و البته قبول چنین قولی با اشتغال پدر سعدی به علوم شرعیه منافات ندارد. سعدی از دوران کودکی تحت تربیت پدر قرار گرفت و از هدایت و نصیحت او برخوردار گشت؛ ولی در کودکی یتیم شد و ظاهراً در حضن تربیت نیای مادری خود که بنابر بعضی اقوال مسعود بن مصلح الفارسی پدر قطب الدین شیرازی بوده، قرار گرفت و مقدمات علوم ادبی و شرعی را در شیراز آموخت و سپس برای اتمام تحصیلات به بغداد رفت. این سفر که مقدمه ی سفرهای طولانی دیگر سعدی بود، گویا در حدود سال 620 هجری اتفاق افتاده است؛ زیرا وی اشاره ای دارد به زمان خروج خود از فارس در هنگامی که جهان چون موی زنگی در هم آشفته بود.\r\n\r\nسعدی بعد از این تاریخ تا مدتی در بغداد به سر برد و در مدرسه ی معروف نظامیه ی آن شهر به ادامه تحصیل پرداخت. چند سالی را که سعدی در بغداد گذراند باید به دوران تحصیل و کسب فیض از بزرگترین مدرسان و مشایخ عهد، تقسیم کرد و گویا بعد از طی این مراحل بود که سفرهای طولانی خود را در حجاز و شام و لبنان و روم آغاز کرد و بنا به گفتار خود در اقصای عالم گشت و با هر کسی ایام را به سر برد و به هر گوشه ای تمتعی یافت و از هر خرمنی خوشه ای برداشت.\r\n\r\nسفری که سعدی در حدود سال 620 آغاز کرده بود مقارن سال 655 با بازگشت به شیراز پایان یافت. وفات سعدی را در مآخذ گوناگون به سال های 690-691-694و695 نوشته اند.\r\n\r\nنکته مهمی که درباره سعدی قابل ذکر است، شهرت بسیاری است که در حیات خویش حاصل کرد. پیداست که این موضوع در تاریخ ادبیات فارسی تا قرن هفتم هجری تازگی نداشت و بعضی از شاعران بزرگ مانند ظهیر فاریابی و خاقانی در زمان حیات خود مشهور و در نزد شعرشناسان عصرشان معروف بودند. اما گمان می رود که هیچ یک از آنان در شهرت میان فارسی شناسان کشورهای مختلف از آسیای صغیر گرفته تا هندوستان، در عهد و زمان خود، به سعدی نرسیده اند و اینکه او در آثار خویش چند جا به شهرت و رواج گفتار خود اشاراتی دارد، درست و دور از مبالغه است.\r\n\r\nاز جمله شاعران استاد در عصر سعدی که در خارج از ایران می زیسته اند یکی امیر خسرو است و دیگر حسن دهلوی که هر دو از سعدی در غزل های خود پیروی می کرده اند و امیر خسرو از اینکه در &laquo;نوبت سعدی&raquo; جرأت شاعری می کرد خود را ملامت می نمود.\r\n\r\nآثار سعدی به دو دسته ی آثار منظوم و آثار منثور تقسیم می شود. آثار منثور وی خاصه شاهکارش گلستان، دارای هشت باب است:\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nدر رأس آثار منظوم سعدی یکی از شاهکارهای بلا منازع شعر فارسی قرار دارد که در نسخ کهن، کلیات &quot;سعدی نامه&quot; نامیده شده و بعدها به &quot;بوستان&quot; شهرت یافته است. این منظومه در اخلاق و تربیت و وعظ و تحقیق است در ده باب: 1- عدل2- احسان3- عشق4- تواضع5- رضا6- ذکر7- تربیت8- شکر9- توبه10- مناجات\r\n\r\nتاریخ اتمام منظومه گلستان را سعدی بدینگونه آورده است:\r\n\r\nبه روز همایون و سال سعید به تاریخ فرخ میان دو عید\r\n\r\nز ششصد فزون بود و پنجاه و پنج که پر دُر شد این نامبردار گنج\r\n\r\nو بدین تقدیر کتاب در سال 655 هجری به اتمام رسید اما تاریخ شروع آن معلوم نیست و تنها از فحوای سخن گوینده در آغاز منظومه معلوم می شود که آن را پیش از بازگشت، به فارسی سرود.\r\n\r\nآثار دیگر سعدی قصائد عربی است که حدود هفتصد بیت مشتمل بر معنای غنائی و مدح و نصیحت است و قصائد فارسی او که در موعظه و نصیحت و توحید و مدح پادشاهان و رجال دوره ی او می باشد.\r\n\r\nشهرتی که سعدی در حیات خود به دست آورد بعد از مرگ او با سرعتی بی سابقه افزایش یافت و او به زودی به عنوان بهترین شاعر زبان فارسی و یا یکی از بهترین و بزرگترین شعرای درجه اول زبان فارسی شناخته شد و سخن او حجت فصحا و بلغای فارسی زبان قرار گرفت. این اشتهار سعدی معلول چند خاصیت در اوست: نخست آنکه وی گوینده ای است که زبان فصیح و بیان معجزه آسای خود را تنها وقف مدح و یا بیان احساسات عاشقانه و امثال این مطالب نکرد بلکه بیشتر، آن را به خدمت ابناء نوع گماشت و در راه سعادت آدمیزادگان و موعظه آنان و علی الخصوص راهنمائی گمراهان به راه راست، به کار برد و در این امر از همه شاعران و نویسندگان فارسی زبان موفق تر و کامیاب تر بود. دوم آنکه وی نویسنده و شاعری با اطلاع و جهاندیده و سرد و گرم روزگار چشیده بود و همه تجاربی را که در زندگانی خود اندوخته بود، در گفتارهای خود برای صلاح کار همنوعان بازگو کرد تا در هدایت آنان به راه راست موفق تر باشد. سوم آن که وی سخن گرم و لطیف خود را در نظم و نثر اخلاقی و اجتماعی خویش همراه با امثال و حکایات دلپذیر که جالب نظر خوانندگان باشد بیان کرد و آنان را تنها با نصایح خشک و مواعظه ملال انگیز از خود نرنجانید. چهارم آنکه وی در مدح و غزل، هر دو راهی نو و تازه پیش گرفت، در مدح، بیان مواعظ و اندیشه های حکیمانه ی خود را از جمله مبانی قرار داد و در غزل و اشعار غنائی خویش هم هر جا که ذوق او حکم کرد از تحقیق و بیان حکم و امثال غفلت نورزید. پنجم آنکه سعدی در عین وعظ و حکمت و هدایت خلق، شاعری شوخ و بذله گو و شیرین بیان است و در سخن جد و هزل خود آنقدر لطایف به کار می برد که خواننده خواه و ناخواه مجذوب او می شود و دیگر او را رها نمی کند. ششم آنکه وی در گفتار خود از بسیاری مثل های فارسی زبانان که از دیرباز رواج داشت استفاده کرده و آنها را در نظم و نثر خود گنجانده است و علاوه بر این، سخنان موجز و پرمایه و پر معنای او گاه چنان روشنگر افکار و آرمان های جامعه ایرانی و راهنمای زندگانی آنان افتاده است که به صورت سایر امثال در میان مردم رایج شده و تا روزگار ما، خاص و عام، آنها را در گفتارها و نوشته های خود به کار برده اند.\r\n","content_html":"<h2><strong><span style=\"color:#FF0000;\">یکم اردیبهشت، روز بزرگداشت سعدی شیرازی<\/span><\/strong><\/h2>\r\n\r\n<h3><strong><span style=\"color:#FF0000;\">شرح زندگی نامه سعدی<\/span><\/strong><\/h3>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\">شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی بی تردید بزرگترین شاعری است که بعد از فردوسی آسمان ادب فارسی را با نور خیره کننده اش روشن ساخت و آن روشنی با چنان تلألویی همراه بود که هنوز پس از گذشت هفت قرن تمام از تاثیر آن کاسته نشده است و این اثر تا پارسی برجاست همچنان برقرار خواهد ماند.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\">تاریخ ولادت سعدی به قرینه ی سخن او در گلستان در حدود سال 606 هجری است. وی در آغاز گلستان چنین می گوید:<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\">&laquo;یک شب تأمل ایام گذشته می کردم و بر عمر تلف کرده تأسف می خوردم و سنگ سراچه دل را به الماس آب دیده می سفتم و این ابیات مناسب حال خود می گفتم:<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\">در اقصای عالم بگشتم بسی&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; به سر بردم ایام با هر کسی<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\">تمتع به هر گوشه ای یافتم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ز هر خرمنی خوشه ای یافتم<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\">چو پاکان شیراز خاکی نهاد&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ندیدم که رحمت بر این خاک باد<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\">تولای مردان این پاک بوم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; برانگیختم خاطر از شام و روم<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\">دریغ آمدم زان همه بوستان&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; تهیدست رفتن سوی دوستان<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\">به دل گفتم از مصر قند آورند&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بر دوستان ارمغانی برند<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\">مرا گر تهی بود از قند دست&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; سخن های شیرین تر از قند هست<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\">نه قندی که مردم به صورت خورند&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; که ارباب معنی به کاغذ برند&raquo;<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\">به تصریح خود شاعر این ابیات، مناسب حال او و در تأسف بر عمر از دست رفته و اشاره به پنجاه سالگی وی سروده شده است و چون آنها را با دو بیت زیر که هم در مقدمه گلستان من باب ذکر تاریخ تألیف کتاب آمده است:<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\">هر دم از عمر می رود نفسی&nbsp;&nbsp;&nbsp; چون نگه می کنم نمانده بسی<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\">ای که پنجاه رفت و در خوابی&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مگر این پنج روز دریابی<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\">خجل آن کس که رفت و کار نساخت&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; کوس رحلت زدند و بار نساخت<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\">خواب نوشین بامداد رحیل&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بازدارد پیاده را زسبیل...<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\">قیاس کنیم، نتیجه چنین می شود که در سال656 هجری پنجاه سال یا قریب به این از عمر سعدی گذشته بود.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\">سعدی در شیراز در میان خاندانی که از عالمان دین بودند ولادت یافت. دولتشاه می نویسد که: &laquo;گویند پدر شیخ ملازم اتابک بوده&raquo; یعنی اتابک سعدبن زنگی، و البته قبول چنین قولی با اشتغال پدر سعدی به علوم شرعیه منافات ندارد. سعدی از دوران کودکی تحت تربیت پدر قرار گرفت و از هدایت و نصیحت او برخوردار گشت؛ ولی در کودکی یتیم شد و ظاهراً در حضن تربیت نیای مادری خود که بنابر بعضی اقوال مسعود بن مصلح الفارسی پدر قطب الدین شیرازی بوده، قرار گرفت و مقدمات علوم ادبی و شرعی را در شیراز آموخت و سپس برای اتمام تحصیلات به بغداد رفت. این سفر که مقدمه ی سفرهای طولانی دیگر سعدی بود، گویا در حدود سال 620 هجری اتفاق افتاده است؛ زیرا وی اشاره ای دارد به زمان خروج خود از فارس در هنگامی که جهان چون موی زنگی در هم آشفته بود.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\">سعدی بعد از این تاریخ تا مدتی در بغداد به سر برد و در مدرسه ی معروف نظامیه ی آن شهر به ادامه تحصیل پرداخت. چند سالی را که سعدی در بغداد گذراند باید به دوران تحصیل و کسب فیض از بزرگترین مدرسان و مشایخ عهد، تقسیم کرد و گویا بعد از طی این مراحل بود که سفرهای طولانی خود را در حجاز و شام و لبنان و روم آغاز کرد و بنا به گفتار خود در اقصای عالم گشت و با هر کسی ایام را به سر برد و به هر گوشه ای تمتعی یافت و از هر خرمنی خوشه ای برداشت.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\">سفری که سعدی در حدود سال 620 آغاز کرده بود مقارن سال 655 با بازگشت به شیراز پایان یافت. وفات سعدی را در مآخذ گوناگون به سال های 690-691-694و695 نوشته اند.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\">نکته مهمی که درباره سعدی قابل ذکر است، شهرت بسیاری است که در حیات خویش حاصل کرد. پیداست که این موضوع در تاریخ ادبیات فارسی تا قرن هفتم هجری تازگی نداشت و بعضی از شاعران بزرگ مانند ظهیر فاریابی و خاقانی در زمان حیات خود مشهور و در نزد شعرشناسان عصرشان معروف بودند. اما گمان می رود که هیچ یک از آنان در شهرت میان فارسی شناسان کشورهای مختلف از آسیای صغیر گرفته تا هندوستان، در عهد و زمان خود، به سعدی نرسیده اند و اینکه او در آثار خویش چند جا به شهرت و رواج گفتار خود اشاراتی دارد، درست و دور از مبالغه است.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\">از جمله شاعران استاد در عصر سعدی که در خارج از ایران می زیسته اند یکی امیر خسرو است و دیگر حسن دهلوی که هر دو از سعدی در غزل های خود پیروی می کرده اند و امیر خسرو از اینکه در &laquo;نوبت سعدی&raquo; جرأت شاعری می کرد خود را ملامت می نمود.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\">آثار سعدی به دو دسته ی آثار منظوم و آثار منثور تقسیم می شود. آثار منثور وی خاصه شاهکارش گلستان، دارای هشت باب است:<\/span><\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\">در رأس آثار منظوم سعدی یکی از شاهکارهای بلا منازع شعر فارسی قرار دارد که در نسخ کهن، کلیات &quot;سعدی نامه&quot; نامیده شده و بعدها به &quot;بوستان&quot; شهرت یافته است. این منظومه در اخلاق و تربیت و وعظ و تحقیق است در ده باب: 1- عدل2- احسان3- عشق4- تواضع5- رضا6- ذکر7- تربیت8- شکر9- توبه10- مناجات<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\">تاریخ اتمام منظومه گلستان را سعدی بدینگونه آورده است:<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\">به روز همایون و سال سعید به تاریخ فرخ میان دو عید<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\">ز ششصد فزون بود و پنجاه و پنج که پر دُر شد این نامبردار گنج<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\">و بدین تقدیر کتاب در سال 655 هجری به اتمام رسید اما تاریخ شروع آن معلوم نیست و تنها از فحوای سخن گوینده در آغاز منظومه معلوم می شود که آن را پیش از بازگشت، به فارسی سرود.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\">آثار دیگر سعدی قصائد عربی است که حدود هفتصد بیت مشتمل بر معنای غنائی و مدح و نصیحت است و قصائد فارسی او که در موعظه و نصیحت و توحید و مدح پادشاهان و رجال دوره ی او می باشد.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\">شهرتی که سعدی در حیات خود به دست آورد بعد از مرگ او با سرعتی بی سابقه افزایش یافت و او به زودی به عنوان بهترین شاعر زبان فارسی و یا یکی از بهترین و بزرگترین شعرای درجه اول زبان فارسی شناخته شد و سخن او حجت فصحا و بلغای فارسی زبان قرار گرفت. این اشتهار سعدی معلول چند خاصیت در اوست: نخست آنکه وی گوینده ای است که زبان فصیح و بیان معجزه آسای خود را تنها وقف مدح و یا بیان احساسات عاشقانه و امثال این مطالب نکرد بلکه بیشتر، آن را به خدمت ابناء نوع گماشت و در راه سعادت آدمیزادگان و موعظه آنان و علی الخصوص راهنمائی گمراهان به راه راست، به کار برد و در این امر از همه شاعران و نویسندگان فارسی زبان موفق تر و کامیاب تر بود. دوم آنکه وی نویسنده و شاعری با اطلاع و جهاندیده و سرد و گرم روزگار چشیده بود و همه تجاربی را که در زندگانی خود اندوخته بود، در گفتارهای خود برای صلاح کار همنوعان بازگو کرد تا در هدایت آنان به راه راست موفق تر باشد. سوم آن که وی سخن گرم و لطیف خود را در نظم و نثر اخلاقی و اجتماعی خویش همراه با امثال و حکایات دلپذیر که جالب نظر خوانندگان باشد بیان کرد و آنان را تنها با نصایح خشک و مواعظه ملال انگیز از خود نرنجانید. چهارم آنکه وی در مدح و غزل، هر دو راهی نو و تازه پیش گرفت، در مدح، بیان مواعظ و اندیشه های حکیمانه ی خود را از جمله مبانی قرار داد و در غزل و اشعار غنائی خویش هم هر جا که ذوق او حکم کرد از تحقیق و بیان حکم و امثال غفلت نورزید. پنجم آنکه سعدی در عین وعظ و حکمت و هدایت خلق، شاعری شوخ و بذله گو و شیرین بیان است و در سخن جد و هزل خود آنقدر لطایف به کار می برد که خواننده خواه و ناخواه مجذوب او می شود و دیگر او را رها نمی کند. ششم آنکه وی در گفتار خود از بسیاری مثل های فارسی زبانان که از دیرباز رواج داشت استفاده کرده و آنها را در نظم و نثر خود گنجانده است و علاوه بر این، سخنان موجز و پرمایه و پر معنای او گاه چنان روشنگر افکار و آرمان های جامعه ایرانی و راهنمای زندگانی آنان افتاده است که به صورت سایر امثال در میان مردم رایج شده و تا روزگار ما، خاص و عام، آنها را در گفتارها و نوشته های خود به کار برده اند.<\/span><\/p>\r\n","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2021-04-20 22:49:45","content_date_event":"2021-04-20 22:49:45","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2021-04-20 22:58:32","content_date_register":"2021-04-20 22:56:28","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":93861,"eid":93861,"attach_title":"پیامبر ادب فارسی و فرمانروای ملک سخن 2","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/195\/attach\/202104\/592606_3113911804_150_100.webp","300":".\/cache\/195\/attach\/202104\/592606_3113911804_300_200.webp","400":".\/cache\/195\/attach\/202104\/592606_3113911804_400_266.webp","600":".\/cache\/195\/attach\/202104\/592606_3113911804_512_341.webp","900":".\/cache\/195\/attach\/202104\/592606_3113911804_512_341.webp","1200":".\/cache\/195\/attach\/202104\/592606_3113911804_512_341.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":3113911804,"files":{"original":{"url":".\/file\/195\/attach\/202104\/592606_3113911804.jpg","width":512,"height":341,"size":0}}}]}]]